حکايت بزرگان

خرید بک لینک
در دوران پيامبر اکرم(ص) مردى نزد پيامبر آمد و گفت اى پيامبر نميدانم چرا خدا مرا دوست ندارد پيامبر علت را پرسيد و مرد گفت چون خدا در دنيا چيزى به جز فقر به من نداده است. مرد آهى کشيد و ساکت شد. پيامبر لبخندى زد و فرمود نه تنها که تو فقير نيستى بلکه بسيار هم غنى هستى! مرد متعجب شد. پيامبر فرمود آيا حاظرى يک دستت را قطع کنند و به تو 1000 درهم بدهند مرد گفت نه. آيا حاظرى زبانت را ببرند و به نسل طلاي...

ما را در سایت نسل طلاي دنبال می‌کنید

برچسب: حکایت بزرگان,حکایت بزرگان دین,حکایت از بزرگان,حکایت های بزرگان,حكايت از بزرگان,اندر حکایت بزرگان,حکایت عرفانی بزرگان,حکایت و سخنان بزرگان,حکایت هایی از بزرگان,حكايت هايي از بزرگان, نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 23:44

صفحه بندی