روزگار بى سر و ته

خرید بک لینک
روزى بود روزگارى نداشت /جنگلى بود که درختى نداشت /شکارچى بود که تفنگى نداشت /يک روز اين شکارچى با تفنگى که فشنگ نداشت /آهويى را شکار کرد که سر نداشت /انداختش در کيسه اى که ته نداشت /اين شعر شاعرى بود که اسم نداشت /گرچه اين شعر ما سر وته نداشت /ولى ارزش سرکار گذاشتن تو يکى رو داشت نسل طلاي...

ما را در سایت نسل طلاي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 23:44

صفحه بندی