نسل طلاي

متن مرتبط با «حکایت هایی از بزرگان» در سایت نسل طلاي نوشته شده است

حکايت بزرگان

  • نیلوبلاگ

    در دوران پيامبر اکرم(ص) مردى نزد پيامبر آمد و گفت اى پيامبر نميدانم چرا خدا مرا دوست ندارد پيامبر علت را پرسيد و مرد گفت چون خدا در دنيا چيزى به جز فقر به من نداده است. مرد آهى کشيد و ساکت شد. پيامبر لبخندى زد و فرمود نه تنها که تو فقير نيستى بلکه بسيار هم غنى هستى! مرد متعجب شد. پيامبر فرمود آيا حاظرى يک دستت را قطع کنند و به تو 1000 درهم بدهند مرد گفت نه. آيا حاظرى زبانت را ببرند و به...

    ادامه مطلب